تعامل با معمار راز موفقیت عکاسی معماری داخلی

کافی است یک بار عبارت عکاسی معماری یا عکاسی معماری داخلی را در موتور جستجوگر وارد کنیم. انواع و اقسام عکسها و مقالات است که سرازیر می‌شوند. بعد از کمی چرخ خوردن در این عکسها و مطالعه مطالب مربوطه. با دنیایی از نکاتی مواجه می‌شویم که در بسیاری از آن موارد یکدیگر را نقص می‌کنند.

قصد این را نداریم که ما هم نکته‌ای را تایید یا نفی کنیم. تمامی این نکات و ترفندهای عکاسی معماری داخلی در دروس فنی موجود است. و قابل استناد و استفاده کردن.

مطلبی که بیشتر برای ما حائز اهمیت است. دستیابی به خواسته‌های خالق و طراح یک فضای معماری از عکاسی معماری داخلی است. تعداد این خواسته‌ها به تعداد طراحان متفاوت و زیاد است. ولی با کمی تأمل به مخرج مشترک این خواسته‌ها میتوان پی برد.

ایستایی خط قائم

انسان از بدو تولد به طور غریزی و ندانسته با پرسپکتیو دیداری آشنا است. با عجایب آن بزرگ می‌شود و آن را درک می‌کند. از طفولیت یاد می‌گیرد هر چیزی را که بخواهد استوار نگه دارد باید به زمین قائم کند. از کودکی می‌فهمد که کجی منجر به سقوط است. قائم بر زمین بودن یعنی پایداری آن چیز. لذا هر کجی که استوار بماند برای ما عجیب است.

ابنیه هایی چون برج پیتزا در ناحیه توسکانی ایتالیا. فانوس دریایی کیپسار در انتهای شبه‌جزیره هاریلند در استونی. کلیسای کهن که یک کلیسای تاریخی پروتستان در شهر دلفت در هلند است. مناره ساربان در محله جوباره اصفهان یا مسجد ملک بن عباس بندر لنگه و مسجد جامع نوری شهر موصول دارای یک مخرج مشترک هستند. این وجه تشابه که همان عامل جذابیت آنها است، کجی آنهاست. همه آنها کج هستند و این برای ما عجیب است. کج بودن عمارت به جذابیت آنها تبدیل گردیده.

همانقدر که ایستایی یک ساختار کج عجیب است. به همان اندازه وقتی عمارتی ایستا  هم کج دیده میشود عجیب است.

چنانچه در ابتدای این بحث ذکر کردیم. انسان از کودکی پرسپکتیو بصری را بطور غریزی متوجه می‌شود. با آن خو می‌گیرد و آن را درک می‌کند. به واسطه همین ادراک ندانسته است که کجی را بر نمی‌تابد. هر کجی باید دلیل و برهان منطقی داشته باشد وگرنه بر اصالت آن شک میکند. این درک نانوشته در پس ذهن ما تبدیل گردیده به یک قضیه ریاضی. اگر عکس و تصویری این قضیه ریاضی را نفی کند. برای ما ناخوشایند خواهد بود. چنانچه این قضیه ریاضی در تصویری دیگر مورد توجه قرار گرفته است، با آن تصویر ارتباط بهتری برقرار می‌کنیم.

باور کردن این قضیه ریاضی و در اولویت قرار دادن رعایت آن در عکاسی معماری داخلی. تا حد ناباورانه‌ای رضایت طراح داخلی و معمار آن را در پی خواهد داشت. سه پایه عکاسی ابزاری بسیار پر کاربرد است. با کمال تاسف عکاسان  زیادی دیده می‌شوند که بدون استفاده از این ابزار عکاسی معماری انجام میدهند. اما حقیقت امر این است که بدون استفاده از سه پایه در عین حال در نظر گرفتن چند پارامتر مختلف کاری بسیار دشوار است. کادربندی صحیح و رعایت کردن تراز عمودی و افقی دوربین. و همچنین دست یافتن به ارتفاع مناسب زاویه دید را نمیتوان در یک لحظه با نگاه کردن به ویرزور دوربین رعایت کرد. ضمن اینکه نورسنجی صحیح محیط و استفاده بهینه از تکنیکهایی همچون اچ دی آر HDR و پانواراما  هم بسیار دست و پا گیر است.

در پایان این مطلب به همه عکاسانی که اقدام به عکاسی معماری میکنند. شدیدا توصیه میکنم که از سه پایه عکاسی حتما استفاده کنند تا به دام ناپایداری تصاویر گرفتار نشوند.